هر دو عدد می‌دهند، ولی معنایشان و جایی که می‌توان به آن‌ها تکیه کرد یکی نیست.

برآورد سرانگشتی

بر پایه ضرایب آماری از پروژه‌های مشابه: نقطه برق بر متر مربع، طول متوسط مدار، ضریب دورریز. ورودی‌اش زیربنا و کاربری است، نه نقشه.

کاربردش: پاسخ سریع به استعلام کارفرما، تخمین حجم خرید، و بررسی اولیه امکان‌سنجی — مرحله‌ای که هنوز نقشه اجرایی وجود ندارد.

خطای متعارفش برای ساختمان معمولی، پانزده تا بیست درصد است. برای پلان غیرمعمول، سقف بلند یا فضاهای بزرگ بدون تقسیم‌بندی، بیشتر.

متره

شمارش دقیق از روی نقشه اجرایی، ردیف به ردیف. مبنای قرارداد و صورت‌وضعیت است و در صورت اختلاف، مرجع داوری.

چرا خلط کردنشان گران تمام می‌شود

پیمانکاری که پیشنهاد قیمتش را روی برآورد سرانگشتی می‌بندد، بیست درصد خطا را در حاشیه سودش می‌پذیرد — حاشیه‌ای که معمولاً کمتر از بیست درصد است.

یعنی یک خطای متعارفِ ابزارِ برآورد، می‌تواند کل سود پروژه را ببرد.

ضریب دورریز

طول سیم مصرفی همیشه از طول نظری مسیر بیشتر است: سرِ سیم در جعبه تقسیم و پشت پریز حاشیه می‌خواهد، مسیرها مستقیم نیستند، و ته‌مانده قرقره همیشه می‌ماند. ضریب دوازده درصد رقم متعارف اجراست.